چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ ساعت 16:37 توسط یک آدم اینجوری!
هشدار : این یک متن حوصله سر بر است و در قسمتهایی اعصاب خردکن!
اینایی که نوشتم آرزو که نیست ولی یک خیالِ قشنگ برا خودم دارم که احتمال 99/99 درصد با خودم به گور خواهم برد ولی دوست داشتم این خیال فانتزی ام رو اینجا بنویسم.خیال من از این قرار است :
فرض میکنم که من نفر اول کشورم انتخاب شدم! بعد از انجام تشریفات لازم طی یک سخنرانی اهداف آینده و برنامه های خودم رو به سمع و نظرشون میرسونم و شفاف سازی میکنم که هدف ساختنِ ایرانی نوین با فرهنگِ واقعی و قابل افتخاره و.. و... و... بعد از اینکه چند روز فرصت میدم بهشون تا حرفهای منو هضم کنند و نقّادان انتقادهای اکثراً چرت و بعضی وقتها سازنده شون رو ارائه بدن مجدداً یک برنامه سخنرانی عمومی ترتیب میدم و طی اون اعلام میکنم که تمام گواهینامه ها و تمام مدارک تحصیلی تا اطلاع ثانوی ملغی بوده و تمام پُست ها و مقامها رو معوقه به حساب میان تا یک سالِ آتی
( البته هر کسی در همان پست و مقامش بصورت موقتی ابقا میشه و مدارک و گواهینامه ها باطل نمیشن ... فقط تا یکسال اعتبار خواهند داشت )
11 ماه برنامه آموزش همگانی در تمام امور فرهنگی میذارم،در قالب برنامه های مختلف از جمله طنز، سخنرانی، تحلیل های روانشناسانه جهت فرهنگ سازی... گروه هایی اعزام به تمام مناطق بویژه دورترین روستاها ... برای آموزش حضوری
11 ماه برنامه آموزشی همه جانبه به نظرم برای شروع فرهنگ سازی بصورت ضربتی کافی باشه.
طی این 11 ماه :
1- برنامه ی ساخت یک شهر بزرگ رو تنظیم میکنم.
داخل پرانتز:
یک استان رو در نظر دارم که بعید میدونم آدم قابل اعتماد و قابل اعتباری توو کل استانش بشه شناسایی کرد ... شاید از کل استان در حد 100 نفر ... این 100 رو دست بالا و سخاوتمندانه گفتم. . احتمالا ساخت شهر مزبور رو تو همون استان در نظر خواهم گرفت.
جهت اجرای برنامه ی ساخت با یک شرکت مهندسی واقعی با مدیر قابل اعتماد و پرسنل ماهر قرارداد میبندم مبنی بر اینکه سر 10 ماه باید اون استان رو به یک شهر خیلی بزرگ با تمام امکانات تبدیل کنند و به موقع تحویل بدن وگرنه جریمه ی سنگینی باید بپردازند.
اسم این شهر بسیار مجهز و بزرگ : زباله شهر
2- در مدارس به جای یاد دادن اراجیفی که به درد هیچکسی نمیخوره، ساعتهایی اختصاص داده میشه به آموزش قوانین راهنمایی رانندگی،راههای پیشگیری از زامبی شدنِ افراد ــ چیزی که به وفور شاهدش هستم، زامبی شدن ادمهاست در حال حاضر ــ اصول همسایه داری،اموزش مهربانی ، شعور داشتن، دهن بین نبودن، قدردانی و قس علی هذا
3- چندین نوبت فراخوان میدم در موارد مختلف علمی، هنری، فنی که کسانی که فکر میکنند در این زمینه ها تخصص خاص یا استعداد خاصی دارند که اگه با صرف اموزش مناسب میتوونن کاری/هنری /فنی ارائه بدن؛ جذب بشن و دوره های اموزشی مناسب رو بگذرونن ... رایگان
فقط یک شرط داره! اگر کسی فرم رو بصورت چرت پُر کنه یا بعد از تست معلوم شه دروغ میگفته ، برنامه ی خاص تنبیهی براش در نظر دارم که بعد میگم
4 - توو همون اولین ماه ؛ یک فراخوان عمومی میدم مبنی بر اینکه هر کسی که خودش خیال میکنه استعداد آدم شناسی داره؛ از هر شهر و روستایی ،با هر مدرک و سوادی ،در هر سنی ،با هر شغلی به دفتر شخصی خدم مراجعه کنه ... این یه مورد رو خودم شخصاً از واجدین شرایط و مراجعین تست میگیرم .
اگه تأیید کنم که راست میگن که هیچ ! براشون برنامه ی ویژه ای دارم بسته به کاری که بلدند و بر اساس توانایی شون .
اما اگر دروغ گفته باشند که وای به حالشون! طی اون 11 ماه برنامه ی ریکاوری، توو قفسهایی توو ورودی تهران نگهداری میشن با مجازاتهای خاصی که خودم میدونم تا یاد بگیرند که دروغ به این بزرگی نگن و توّهماتشون رو واقعیت ندونن
5- تمام کسانی که بر اساس سهمیه شهدا، اسرا، جانبازان وارد دانشگاه شدند، شناسایی شده و مدارکشون در جا باطل اعلام میشه، بدون بررسی ، بدون هیچ حرف و هیچ توضیح و توجیهی
و هر کسی به باطل شدن مدرک و شغلش اعتراض داشته باشه، یک هفته مهلت داره ثابت کنه که لیاقت اون مدرک یا شغل رو داره یا نه ؟
6 - برنامه های زیادی برا اون 11 ماه در نظر دارم که بماند ... یک برنامه های اینجوری !
فقط اینو بگم که تمام کلینیکهای پزشکی _ بهداشتی _ درمانی _مشاوره ای _ ترک اعتیاد موظف میشن که بصورت رایگان به مراجعین خدمات ارائه بدن.( در مورد حق الزحمه شون باهاش قرارداد منصفانه میبندم که نگران هزینه ها و درامدشون نباشند )
با قبول اینکه " در خانه کس است؛ یک حرف بس است " به نظرم 11 ماه فرصت با کلی برنامه مدون آموزشی برای درست شدن روابط انسانی کافی باشه.
داخل پرانتز:
ــ قانون اساسی کشور باید صادقانه، بر اساس واقعیت ، به نفع مردم و بدون راه دررو برای بچه زرنگها باشه و برای تدوین چنین موردی تو اون 11 ماه تدابیری اندیشیده شده ، که بماند
ــ دادگاه ها و قضاوتهای فعلی رو به هیچوجه تاکید میکنم به هیچوجه قبول ندارم، تمام دادگاه ها، دادگستری ها و مراکز قضاوت همچنین حکمهاشون مسکوت اعلام میشن تا در سریعترین حالت به اوضاعشون رسیدگی بشه و با پرسنلِ صادق و قاضیان و وکیل های متخصص و عادل و غیرقابل خریداری! شروع به کار کنند
ــ طی اون 11 ماه کلاسهای آموزشی ویژه و تخصصی برای تربیت و بازآموزی کارشناسانِ تخصص های مختلف برگزار خواهد شد.
از بین اقشار مختلف افراد باسواد و کارآمد و عادل و منصف برای کارشناسی بعد از این 11 ماه انتخاب شده و تحت اموزشهای ویژه قرار خواهند گرفت . افراد لایق از گروه های حساس برای نظارت پلیسها، پرستاران، معلمها، پزشکان، قاضی ها، کارگرها و ...
موعد مورد نظر که رسید ... یعنی پایان 11 ماه فرهنگ سازی :
1- جرایم غیر قابل بخشش مشخص میشن :
* رشوه
* دروغ به دفعات زیاد و جهت تحمیق مردم یا گول زدن یا عوامفریبی
* دزدی ( از هر نوعش و با هر مبلغ و با هر شرایطی )
* تهمت و غیبت و برچسب چسباندن
* مدیریت ناعادلانه ، مدیریت سلیقه ای، مدیریت دیمی
* کم کاری، زرنگ بازی و امور پیچانشی در محل کار
* لاسیدن، لیسیدن، لاشی بازی
و ... قس علی هذا
2- گفتم که گواهینامه ها بعد از پایان اون 11 ماه باطل اعلام میشن و برای اعتبار بخشی گواهینامه ها امتحان ویژه توسط گروه پلیسهای راهنمایی رانندگی گرفته خواهد شد. نه از این امتحان کشکی های رایج ... تستی که مهارت رانندگی طرف محک زده بشه.
البته لازم به ذکر است که قبلش و طی اون 11 ماه از پلیسها تست مهارت، انصاف، قدرت تشخیص درست، عدالت،راستگویی و امور تخصصی شون تست گرفته خواهد شد
3- تمام مدیران و رئیسان از کل تا جز احضار میشن ... به ترتیب حروف الفبا یا اهمیت شرکت یا موسسه شون
و ازشون بر اساس مقامی که دارند، امتحان علمی و عملی مدیریتی _ تخصصی گرفته میشه.
4 -تمام موسسه های خیریه ، انجمن های کمک به فلانی و فلان بیماری غیر قانونی اعلام میشن و باید درش رو تخته کنن.
5 - تحصیل رایگان میشه ... رایگان واقعی البته ؛ نه از این حرف مفتها که در حال حاضر تو قانون اساسی نوشته اند!!! اما در اجرا چیزی کاملاً مغایر با اون رو شاهدیم
مدرسه ی دولتی و خصوصی و فلان و بهمان نداریم ... مدارس یک دست با مقررات مشخص و اصول بنیادی برای تربیت کودکان ایرانی با فرهنگ قابل افتخار و شعور و فهم غرورآمیز
درمان در تمام درمانگاه ها و بیمارستانها باید رایگان انجام بشه، بیمارستان و درمانگاه خصوصی و عمومی نداریم
درمان باید رایگان باشه، هر مدیرمرکزی به قرارداد منصفانه ای که تنظیم شده اعتراض داشته باشه و اگه فکر کنه براش نمی صرفه، به دولت واگذارش میکنه و تشریف میبره یه زباله شهر مغازه ی طبابت باز میکنه ... چون پزشکی که از بیماری و رنج دیگران بخواد کاسبی کنه، چیزی که در حال حاضر به وفور شاهدش هستم؛ کلاً نباشه بهتره .
6- ازدواج به صورتی که الان انجام میشه رو قبول ندارم. چیزی به اسم مهریه دیگه وجود نخواهد داشت اما وای به حال مردی که ثابت بشه که همسرش رو بصورت آزار جسمی /روانی / احساسی اذیت میکنه ... از مجازاتش هیچی نمیگم جز این که وای به حالش ... وای به حالش
در مورد زنان هم همینطور اگه خیانت یا هرزگیشون ثابت بشه یا مردش ازش شکایت داشته باشه و شکایت تایید بشه ؛ وای به حالش ... وای به حالش
7- تمام حوزه ها بسته شده و جهت راه اندازی گاوداری و پرورش گوسفند یا انبار نگهداری علوفه! بازسازی خواهند شد.
بعد از اتمام دوره ی 11 ماهه دو گروه بدون هیچ توضیحی و به اجبار به زباله شهر تبعید میشن
شفاف سازی: چون نمیخوام این وبلاگم هم به سرنوشت وبلاگ دیگرم دچار بشه ؛ از بیان کردنشون معذورم !
ــ تمام ... و ... بدون هیچ توضیحی به زباله شهر فرستاده خواهند شد
ــ تمام قاضی ها و پزشکانی که دارای پرونده های تخلف هستند تخلفاتی که جان کسی رو گرفته یا باعث از هم پاشیدن خانمانی شده و چند بار تکرار شده
ــ مسئولین و مدیران کارخانجات موادغذایی و لبنی که از مواد غیرمجاز و نامناسب برای تولیدات خودشون استفاده میکنند ... تعدادی از کارخانه ها همین الان بدون تحقیق و بررسی می شناسم
ــ همه زنان و دخترانی که امروزه به اسم پلنگ معروفند.
ــ تمام کسانی که بعد از اون 11 ماه همچنان معتاد باقی مانده اند بی توضیح به زباله شهر فرستاده خواهند شد
ــ هر کسی که خودش میخواد مختار است با اختیار خودش ساکن زباله شهر بشه
و اما زباله شهر چه جور شهریه؟
زباله شهر همان شهر بزرگی که فول امکانات ساخته شده و هیچ قانونی، هیچ ارزیابی، هیچ محدودیتی برای هیچ کاری نداره... توو زباله شهر همه آزادند که هرچقدر دلشون خواست بیشعور باشند، هر چقدر دلشون خواست دروغ بگن، هر چقدر دلشون خواست دزدی کنند و هر چقدر دلشون خواست هرزه باشند ، هر چقدر دلشون خواست عبادت کنند یا لخت بگردند و هیچکس حق نداره ازشون شکایت کنه ... یک آزادی مطلق !
هر کی که به زباله شهر تبعید بشه و یا به اختیار خودش ساکن زباله شهر بشه، دیگه حق خروج از اونجا رو نداره، تحت هیچ شرایطی.
اطراف زباله شهر طوری ساخته میشه که خروج از اون به راحتی امکانپذیر نباشه. و میدونم به مرور خودشون خودشون رو نابود خواهند کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد از پاکسازی کشورم از وجود زامبی ها و انتقالشون به زباله شهر می رسیم به امور کشورداری و اولین کار تدوین قانون اساسی ست.
همونطور که اون بالاها گفتم قانون اساسی کشور باید واقعی باشه نه دروغی و دهن پرکن، قانون اساسی باید دقیقاً همونطور که وضع شده اجرا بشه و به نفع مردم راستگو، به نفع مردم تحت ظلم قرار گرفته، به نفع مردم در مفهوم عامش باشه و راه در رویی برای رندها و دروغگوها نداشته باشه
برا همین و برای وضع قوانین واقعی جدید یک گروه کارشناسی داخلی و چند کارشناس خارجی ( برای انتخاب کارشناسها چه داخلی و چه خارجی شرایط خاصی در نظر دارم ) انتخاب میشن
* تمام موارد مربوط به امور آموزشی رایگان میشن
* امور درمانی تمام ایرانیها در هر کجای کشور باید رایگان انجام بشه، مگر در موادری که هزینه ی درمان بصورت رایگان امکانپذیر نیست که باید به دفترم معرفی بشن و شخصاً رسیدگی میکنم یا رسیدگیش به فرد قابل اعتماد خودم محول میشه
* تخلف از قوانین رانندگی اگر به دفعات تکرار بشه و باعث به خطر افتادن جان مردمم بشه، باید بلافاصله بررسی و فرد خاطی به زباله شهر تبعید میشه
* در انتخاب معلمها باید دقت فراوان بشه که علاوه بر سواد و تخصص کافی، علاوه بر داشتن اطلاعات عمومی بالا، مهربانیِ واقعی و دلسوزی حقیقی داشته باشند. تدریس و تربیت فرزندان ایران مهمترین چیزه و باید معلمها ارج و قرب واقعی داشته باشند واسه همین به معلمها امکانات مناسب با شأن شون داده خواهد شد
داخل پرانتز : اینطور نیست که هر کی سرش رو بندازه پایین و بیاد معلم بشه
برای معلم یا استاد شدن امتحانات سخت و ویژه ای در نظر گرفته خواهدشد . علاوه بر قبول در امتحانات باید از پس تستهای روانشناسی هم بربیان و قدرت تشخیص درست وغلط رو هم داشته باشن ــ قدرت تشخیصِ واقعی ــ
پس معلم شدن به این راحتی ها نخواهد بود
* بعد میرسیم به انتخاب پزشکان ... درمان در مطب هم باید رایگان باشه البته طی شرایطی که نه سیخ بسوزه و نه کباب
و نه مثل اکثرپزشکانِ الان که برا خودشون حکومت داشته باشند و خون مردم رو توو شیشه کنند و هیچ مرجع رسیدگیِ واقعی برای تخلفاتشون نباشه
پزشکها علاوه بر گذروندن دروس تخصصی شون باید دورههای مختلف روانشناسی رو بگذرونند و قسم نامه ی سقراط رذو فقط برای خنده و مسخره بازی نخوون!
برای تربیت پزشکها برنامه ی ویژه ای دارم که گفتنش این متنِ حوصله سربرِ طولانی رو طولانی تر میکنه
* این قضیه ی نذری مدرک رو برمیدارم که اینطور نباشه که هر کی دمش به فلان جا وصله بره درک کارشناسی ارشد بگیره و هر کی بلند عطسه کرد PHD بدن بهش
مدرک تحصیلی فقط با گذراندن شرایط خاصی داده میشه و بساط نذری مدرک برچیده خواهد شد!
* ازدواج با شرایط فعلیِ خاله زنکی دیگه برداشته میشه ... صحبت در این مقوله باشه برای بعد
اینو گفتم که به بچه دار شدن برسم که هر زن و مردی قبل از بچه دار شدن باید رواشناسی بشن و تست هوش بدن و بعد از تأیید، اجازه بچه دار دارند . هر کسی نمره روانشناسی قابل قبول رو نیاره و مصرّ به بچه دار شدن بشه، خب اشکالی نداره بشه
اما باید به زباله شهر منتقل بشه و همونجا بچه اش رو دنیا بیاره و همونجا بمونه .
* مراکز نگهداری معلولین با شرایط و امکانات خوب در هر شهر ( تعدادش بسته به بزرگی یا کوچکی اون شهر و افراد نیازمند ممکنه مختلف باشه )
تو این مراکز کارگاه های مخصوص برای آموزش هنر یا کاری در نظر گرفته میشه به صورتی که تولیداتشون قابل فروش و قابل استفاده باشه
نه مثل این نمایشگاه های هنرهای دستی معلولین که اشیا چرت و ناکارآمد رو به قیمت خون پدرشون می فروشند و در اخر سود نصیب اون معلول که زحمت کشیده، نمیشه . میره توو جیب کسی که نباید
* مراکز نگهداری حیوانات بی سرپرست به خصوص سگها در چهار گوشه ی شهرهای بزرگ و یک مرکز در هر شهر کوچک ساخته میشه
* همونطور که گفتم دزدی ممنوع اعلام میشه. هر کسی به عنوان دزد شناسایی بشهريال تبعید به زباله شهر
هر کسی که هرزگی و لاشی گری جز علایقش بشه به محض شناسایی تبعید به زباله شهر
* اگر کسی خیانت کنه یا کسی به مال و پول کسی تعرض داشته باشه بعد از دادگاهی و اثبات جرمش تبعید به زباله شهر
* زن و مرد برابرند در تمام امور و در تمام حقوق
در جامعه ی فعلی ظلمهای زیادی به زن میشه از کوچکترین آزادیها تا بزرگتر حقهاش باید بجنگه
و از طرف دیگه دولت اسلامی از زنها و حقوق نداشته شون چماقی ساخته برای کوبیدن سر مردان... هیچ حرفی رو قبول نمیکنم چون یک واقعیت ایرانِ فعلیه و من شاهد خیلی از ظلمهایی که حق زنان و مردان ایرانی میشه، هستم
ظلمهایی که باعث زن ستیزیِ مردانه و مرد ستیزیِ زنانه شده در جامعه ی دروغی و پر از واقعیتهای تحریف شده ی امروز
* درسهای مدارس شامل هر چیزی میشه که یک بچه باید یاد بگیره تا وقتی بزرگ شد بتوونه درست رو از غلط تشخیص بده ... نه فقط چیزهای به درد نخور رو حفظ کنه ونمره بگیره
دروس دانشگاهی عمدتاً شامل دروس اختصاصی باشه نه شونصد واحد انقلاب و ریشه، هوار واحد تربیت بدنی، هزار واحد وصیت نامه ی فلان جانیِ دروغگوی مردم فریب ... دانشگاه رفتن فقط برای یاد گرفتن تخصص یا هنره نه جایی برای فعالیتهای اضافی
هر فارغ التحصیل باید یاد گرفته باشه بعد از اتمام دوران دانشجویی اش در همون رشته متخصص حساب بشه
نه مثل الان که فقط مدرک دارند بدون هیچ قابلیتی ... مدرک دکترادارند اما در یک متن دو خطی شون صد تا غلط دیکته میشه ازشون دید!
* در مدارس بر اساس پایه تحصیلی بچه ها دوره های اموزشی برای بازی و تمرین رای گیری و طرز صحیح تشخیص دروغ از راست برگزار خواهد شد!
* انتخاب پوشش آزاده. هر کسی میتونه هر لباسی دلش بخواد بپوشه.
نوع پوشش بر اساس سلیقه و شعور هر کسی میتونه متفاوت باشه، میتونه لباس راحت بپوشه یا حجاب داشته باشه فقط هر زنی دلش بخواد لخت بگرده یا با نوع لباس پوشیدنش بخواد امتیازی بگیره ( مثل چادریهای امروز) تبعید میشه به زباله شهر
* چیزی به اسم اعدام نخواهیم داشت. اگر کسی خطایی کرده که قابل جبرانه ، برای تنبیه برای مدت تعیین شده در قانونِ جدید به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشه. اگر خطا غیرقابل جبران باشه تبعید به زباله شهر
و
.
.
.
نهایتاً شاید چندین سال طول بکشه که تغییر ایجاد شده به سختی قابل اجرا باشه یا مشکلات زیادی روبرو بشیم برا محقق شدن ایرانی اباد با فرهنگ قابل افتخار و مردمی با شعور و با احساسات واقعی بدون جوگیری باشیم، اما بلاخره درست خواهد شد
به نسل های بعدی یاد داده خواهد شد که با هر کلکی فریب دغلکاران رو نخورند
با هر آرایشی دل به معشوقه های دروغی نبندند
با هر توجیهی تن به هر پَستی ای ندهند
با هر مبلغی خودشون رو نفروشند
به فرزندان وطنم یاد خواهم داد که زندگی کنند و شاد باشند که شادی جرم نیست، که خوب بودن نباید تاوان داشته باشد، که عادل باشند و منصف، که دروغ نفرت انگیز است ، که هرزگی تهوع اور است، که مهربانی زیباست، که برن دنبال آرزوها و رؤیاهاشون، که نترسند از تاریکی، که دل به هیچ تکیه گاهی نبندند جز خودشون، که قوی باشند در عین مهربانی، که مهربان باشند در عینِ قدرت
که ... آدم بودن خوب است و از خوب بودن نترسند
و هر کسی که باعث شه کودک ایرانی از خوب بودن، از مهربانی بترسه تبعید به زباله شهر
به نسل جدید یاد خواهم داد که ساختن سخت است تا دلخوش به آسانیِ ویران کردنها نباشند ...
یاد خواهم داد که درستکار باشن حتا اگه هیچ نظارتی بر کارهاشون نباشه
یاد خواهم داد که گول بهشت و جهنم رو نخورند. دنبال پاداش آدم بودن نباشند و آدم باشند بی ترس از جهنم
...
وای که این ایران با ایران ایده آل من چقـ ـ ـ ـــدر فاصله داره ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پازل:
نوع حکومت جمهوری و ممهوری ، اسلامی مسلامی،دموکرات، سوسیالیست و چه و چه نیست
آگه من نفر اول کشورم باشم، نوع حکومت دیکتاتوری اینجوری است.
این فانتزی خیلی طولانی است که تا اینجا لو دادنش بسه