شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت 10:5 توسط یک آدم اینجوری!

اين آدما حتا دوست داشتنشون هم  گوشه نداره. مثل يك تراول چك مچاله ى بى گوشه كه مى مونى باهاش چيكار كنى، دوست داشتنشون مچاله ميشه ته قلبت. نه به كار ت مياد، نه به دردت ميخوره،  فقط گاهى باهاش منت ميذارن سر ت، گاهى ...

‏پى نوشت: گاهى اين سه نقطه ها حكم سنگر رو دارن، پشتشون قايم ميشى آدما حمله نكنن بهت

 

________________

 

پازل:

...

 

 

 

یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت 23:27 توسط یک آدم اینجوری!
 

واقعیت اینه؛

وقتی یکی، دونه گندم بکاره اما از ته دلش دعا کنه،وردهای مفاتیح رو بخونه و فوت کنه تو خاکش و نذر کنه ازش درخت پرتقال عمل بیاد،معتقد نیست؛ احمق ـه
وقتی یکی، دونه گندم بکاره و هر شب ساعت 11 براش کلی انرژی مثبت بفرسته و هر روز جمله مثبت اندیشی پــاش بخونه، مثبت اندیش نیست؛ احمق ـه
و

جالب اینه که به گروه اول بگی دونه گندم با ورد و دعا خووندن،درخت پرتقال نمیشه در نظرش کافرِ بی همه چیزی 

تازه اگه شانس بیاری دمِ اون احمق ـه کلفت نباشه و انگهای دیگه بهت نچسبونه که حکم اعدام برات صادر بشه 

و اگه به اون آدم دومیه بگی دونه گندم با هیچ موج مثبت و تکرار اراجیف درخت پرتقال نمیشه در نظرش یک آدم موج منفی و بدبینی 

و جالبتر اینکه ... 

بذار این سه نقطه ها رو تو دل خودم تکرار کنم چون از گفتن ها و کجکی فهمیدن ها دیگه عاصی ام 

 

 

 

دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ ساعت 15:53 توسط یک آدم اینجوری!
 

از تفنــگ متنفر میشیم، نه از کسی که به سمت مان نشانه رفته 

از جهنم متنفر میشیم، نه از انکه راه زندگـــی رو بسته 

از مرگ متنفر میشیم، نه از آنکه ما رو کُشتـــه

ما مردمان عجیبی هستیم 

 

 

_______________________

 

پازل :

 

بعدها در مورد ما چه خواهند گفت؟ واقعیتها را یا همان دروغهایی را که همیشه در کتابهای تاریخ مینویسند؟

 

 

 

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۷ ساعت 10:17 توسط یک آدم اینجوری!
گرگ 
عاطفه ندارد، رحم ندارد ، فکر ندارد
ولی اگر بفهمد " دوستش داری" رام میشود، حتی اگر بیرحم ترین گـرگ باشد 
آدم 
عقل دارد، شعور دارد، فکر دارد
ولی اگر بفهمد " دوستش داری گرگ میشود ، حتی اگر رام ترین آدم زمین باشد
فرق است 
میان گرگی که گرگ به دنیا آمد 
و آدمی که گرگ شد 

 

توجه:

اسم نويسنده ى واقعى اين متن رو پيدا نكردم،اما تو وبلاگها و سايتها و كانالهاى مختلف، آدمهاى مختلف به اسم خودشون نوشتنش!

چرا؟ چون اينجا ايران است و نه تنها هنر نزد ايرانيان است و بس، بلكه همه هم نويسنده و عكاس و شاعر هستند البته ورژن كپى شده و دزدى اش! 

 

 

 

یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت 23:44 توسط یک آدم اینجوری!
 

حرفها رو بيخيال، ببيــن انتخابِ نهایی اش چيه؟

 خودِ واقعى آدمها رو انتخابهاشون لو ميده.

 

 

 

 

سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت 8:9 توسط یک آدم اینجوری!
جوابهاى زيادى داره  ؛ دوستت دارم 

اما درست ترينش اينه 

_ دوستت دارم

+ مهم نيست! روزى كسى خواهد آمد و فراموش خواهى كرد

 

_____________ 

 

پازل

هيچ دوست داشتن و هيچ دوست داشته شدنى ارزش غش و ضعف رفتن نداره،منطقى باشيم 

 

 

دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 23:32 توسط یک آدم اینجوری!

 

 

 

از زاویه دید یک مرد گریه ی زنان شبیه همند اما نه  

چه بسیار زنانی که از گریه به عنوانِ سـِـلاح در مواقعی که صلاح میدانند، استفاده میکنند. 

از این قماش خیلی بسیار زیاد دیده ام و جالب اینکه بیشتر مردان به راحتیِ آب خوردن گول میخورند

 و زیادند زنانی که از گریه به عنوان حق السکوت سواستفاده میکنند وچقدر هم خوب عمل میکند! 

گاهی از گریه برای پیش بردنِ مقاصد و به کرسی نشادنِ حرفشان استفاده میکنند  

من به گریه هایی که گفتم گریه نمیگویم. شاید اگربگوییم دروغ یا فریب یا مکرِ زنانه یا حیله ی شیطانی  درست تر باشد

اما ... 

گاهی گریه ی یک زن خیلی درد دارد. 

وقتی دلش خون است از نارویی که خورده یا دلش آتش گرفته از نامردی ای که در حقش شده اما همان دلِ سوخته اش راضی به انتقام نیست .

گاهی زنی در خلوتش گریه میکند تا آتش انتقام را در خودش خاموش کند. 

 گاهی زنی گریه میکند اما ... 

مردانگیِ مردی قطره قطره می ریزد! 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

پازل : 

 

ــ مردی از نظر من متفاوت و با ارزشه که بتوونه فرقِ گریه های زنانه رو تشخیص بده  

 مردی از نظر من متفاوت و با ارزشه که قدرت تشخیص زیبایی رو داشته باشه و فریبِ رنگ و لعاب رو نخوره  

و چقدر ... هه! 

 

ــ اگر خواندنِ نوشته های این وبلاگ ناراحت تان میکند کافی ست صفحه را ببندید.  

با تشکر  

 

  

 

یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 10:4 توسط یک آدم اینجوری!
 

گاهی طوری از تنهایی مان می سراییم که عده ای توهم منجی بودن میگیرند! 

 

 

________________

 

پازل:

 

عزیز جان

اگر قرار بود کسی چون تو را به زندگی ام راه بدهم

اگر قرار بود به د ا د ن و کر د ن بگویم عشق

اگر قرار بود اهالی قبیله ی اکثربت قریب به اتفاق در نظرم خاص باشد

اگر قرار بود هر محاوره ی احمقانه ای را درد دل بگویم

اگر قرار بود تنهایی ام با بودن های فیک ، با " تو تنها نیستی"های تصنعی پر شود

اگر قرار بود ...

نیازی به انتظار نبود، خیابان و بیابان که هیچ، کنار سطل های زباله پر است.

 

امضا: یک تنهای خسته از دوستها و دوستیهای دوزاری!

 

 

 

 

پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت 16:25 توسط یک آدم اینجوری!
 

 

زندگی شبیه یک شهر بازیه

و یه جاهاییش مثل تونل وحشت می مونه  

با گریه کردن ، با فریاد زدن، با عصبانی شدن و پا بر زمین کوبیدن،نالیدن، مقصر جلوه دادنِ دیگران حتا  

کاری از پیش نمیره  

تنها راهش اینه که پاشی و راه بیقتی و ... از تونل خارج بشی . 

زندگی قشنگه مثل یک شهر بازی . 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:38 توسط یک آدم اینجوری!
 

در اسلام، زن جایگاه ویژه ای دارد که حرام است !

و من الله التوفیق 

 

خیلی بعداً نوشت : 

هماکنون متوجه شدم که وبلاگم رو با کروم باز میکنم پارسی پاس داشته شده و

"ومن الله التوفیق" ترجمه شده به " و از خدا برای رسیدن به موفقیت " جل الخالق !  

 

 

 

 

 

سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 17:41 توسط یک آدم اینجوری!
 

زن هـ ـــر ز ه حداقل به درد رختـ ـخـ ــو ا ب میخوره  

مرد* هـ ـ ـر ز ه اما ... حتا به درد لای جرزم نمیخوره لامصب! 

  

* با عرض معذرت از آقایان منظورم جنسیت موجود هـ ـرزه بوده وگرنه به نظرم هر موجود دوپای نری لیاقتش رو نداره که بهش " مَــرد " گفته بشه، ولی کلمه ی دیگه ای براش پیدا نکردم!  

یکی از نقصهای خیلی از زبانها از جمله فارسی همینه که برای بیان یه چیزایی کلمه پیدا نمیکنم.

 

 

سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:40 توسط یک آدم اینجوری!
 

آدمای ارزانی که برامون گرون تموم شدند، یک درس یاد دادند که نسبت به ارزش خیلی چیزها دقت کنیم و بعضی حسهای باارزش رو بیخودی خرج هر کس و ناکسی نکنیم .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

پازل : 

 آدمهای ارزان مثل کالاهای چینی می مونند. با اینکه همه میدونن جنس چینی یعنی بُنجل ولی حداقل بین ایرانی جماعت خواهان زیاد داره ! 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:33 توسط یک آدم اینجوری!
 

فراموش نمیشن اولین هایی که نگاه آدم رو به اطرافش متفاوت میکنند ...

 

____________

 

پازل : 

 

گاهی کابوسهای امروز همان رویاهای دیروزند.

 

 

 

 

جمعه ۱۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 22:30 توسط یک آدم اینجوری!
 

لابلای عاشقانه ها باید به حرف مغز هم گوش کرد

لابلای عاقلانه ها باید به حرف قلب هم گوش کرد.

 

عاشقانه های بی فکر همان‌قدر احمقانه اند که عاقلانه های بی حس 

 

 

 

سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵ ساعت 9:56 توسط یک آدم اینجوری!
 

تنها تصویر کدری بودم از تمام خوب بودنها ...

 

 

_________________

 

پازل :

 

دلگیر و دلتنگ و دلسرد ، منم !

پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت 19:21 توسط یک آدم اینجوری!
گویا  

روزگار ، دنیا ، آدمها در حقش بدی کردند و ... 

تقاص همه رو از من گرفت ... هه ! 

  

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

پازل : 

ــ پـ... ... هـ... 

 

 

 

جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14:26 توسط یک آدم اینجوری!
 

گل

شکلات

عروســک

عطـر و ادکلـن

زیـاد دیده می شوند

اما بوی عشق نمی آیـد ...

عـ ـشـ ـق های امــروزی عجیب ؛

بــــوی رخـ ــتـ ـخـ ــــ ـواب گرفته اند !!!

 

 

_____________________

 

پازل :

 

برای عشــق تعریف خاصی قائلـــم .

  بندرت در روابط " عشــق " می بینــم ... همه چیز هست جُـــز عشــق .

 

_  دخـتــربازی / پســـر بازی را همـــــــه بلـــدند ...

    امــــــــــــــ ؟ ـــــــــــ ؟ ـــــــــــ ؟ ــــــــــــــا

    این روزهــــا کـــــدام زن ... کـــــدام مـــرد

    جرأت عاشقــــی دارد ؟

 

 

 

 

 

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:58 توسط یک آدم اینجوری!

 

مس براق شده، بهتر از طلای خام به نظر می رسد ...

ولی ارزانتر است !

 

(پرمود بترا )

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پازل :

 

ـ خوشگله اما همکــارم ،نظرش اینه که فقط به درد رخــ ــتــ خـ ـواب می خــ وره!!!

اگه ببینی اش، تو نگاه اول،زیبا به نظر می رسه  اما پـس از نُطـق همکـــار فـضــولم ...

متوجه می شی که بینی اش عمل شده، خوش فرمی لباش به خاطر تزریق ژل ـه ، چشماش به زور انواع سایه و مداد و ریـــمل و فــرمُــــژه و ... جلــوه پیدا کرده ،ابــروها تـــاتــ ـو شده اس (از اینایی که هاشور می زنن تا طبیعی تر به نظر برسه)  و صـ ـورتــش به کمـک انــواع رُژ گــونه و کِـــر ِمهای شونصد تومنی، بـَـتـونه کاری شده ( این قسمت " انــواع " رو باید با تشدید روی "نـ " بخونین ) 

البته من از اون زیــ ـر میــ ــرا دیگــه خبــر ندارم !!!!  همکـــارم اما ... یه چیــزایی راجع به پـــروتــز و ... این چیــزا می گه !

با شنیدن حرفــای همکــار، اولــش میــرم تو فــاز ِ  " نه!  در مــورد مــردم، بد فکــر نــکـ نــیــم "  اما ....

انگــار راست می گــــه :

فقط به درد ســ ــ کــ ...  می خـــ ـوره !!! 

 

آخــه همکــارم تو  ایــن زمــیـنه صاحب نظـــره ، پــای حرفــاش بشینــی بیشتــر حرفــاش زیــ ـر نـــ ـافــ ـیـه!

یــادمه، پارســال در مورد یه آقـــایی هم همین نظــرو داشت که فقط به درد سـ کـ ـ ...

اما اون آدم به نظــرمن، یه مـــَرد واقــعی بــامــَرام بود و من به شـــدت قبولش داشتم و اون روز با این خـانم همکــار، کلــی بحــث کــردم و انقــدر از اون مـَـرد دفــاع کــردم که همکــار فضــولم فکـر کـرد، نکــنه  دوســ ـت دخــ ـتـ ـرشــم و اون خـــبر نداره !!!

 اما ... روزگـــار چرخــید و چرخــید و چرخــید... و فهمیدم اونی که اشتبــاه می کرد من بودم ، نه همکار فضــولم !

هـرچند هنــوز تهِ دلم اون آدم رو قبــول دارم و

فکر می کنم، اون آقــا،یکی از همون یک درصدی هست که چند تا نوشته قبل از این گفتم : 

 ۱٪ در مورد آدمها اشتباه می کنم !

 

 

_  فهمیدم :

                        زیبا بودن با عروسک بودن، فرق داره !

 

شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:36 توسط یک آدم اینجوری!

 

زخمها خوب می شن ...

اما خوب شدن با مثل روز اول شدن، خیلی فرق داره .

 

(فکر می کنم از یکی از کتابهای " اوریانا فالاچی " باشه .)

 

 

 

 

شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:23 توسط یک آدم اینجوری!

 

این روزهـا،انسـانها تنهــایـی ات را پـُــر نمـی کننـد

فقط خلـوتت را می شــکنند .

 

 

 

 

جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 8:20 توسط یک آدم اینجوری!
 

 

 

اگه برای کسی مهم باشی،

حتماً تو زندگیش جایی برات باز می کنه

و لازم نیست خودتو به زور یه گوشه از زندگیش جا کنی و

به همون حاشیه ی دور افتاده ی کم رنگ راضی باشی.

 

 

 

 

چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:53 توسط یک آدم اینجوری!
 

 

 حس می کنی تو وجودت، همه چی تــه کشیده، حتا  ...

 

و این ... سه نقطه ی لعنتی رو با هر چی دلت خواست می تونی پر کنی !

 

 

سه شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:9 توسط یک آدم اینجوری!
 

نمی دونم چرا حتا تو خوش بینانه ترین حالتم

حتا وقتایی که تو اوج مثبت اندیشی هستم

این جمله به نظرم،احمقانه ترین دروغه :

 

پلیس حافظ امنیت جان و مال مردم!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پازل :

ـ یه عده این جمله رو باور دارن و یه عده نه

ولی یه چیز این وسط مشترکه و اون حس من نسبت به هر دو گروهه!

دلم می سوزه به حال اونایی که فکر می کنن واقعا پلیس حافظ امنیت ... دلم می سوزه چون هنوز انقدر خام و بی تجربه ان که اراجیفی مثل این جمله ی کذایی رو باور می کنن.

دلم می سوزه به حال خودم و اونایی که این جمله رو باور ندارن ، دلم می سوزه چون پشت این ناباوری،زخمهایی هست که گاهی با هیچی التیام پیدا نمی کنن. 

 

ـ کاش انقدر از جملات دهن پرکن و قشنگ اما تو خالی استفاده نمی شد. بطوری که خیلی وقتا بین واقعیت و اون چیزی که گفته می شه، " فاصله از اینجا تا آسمان است . "

 

 ـ چقدر می شه به پلیس اعتماد کرد وقتی بیشتر، مردم عادی و بی گناه ازش می ترسن و خلاف کارا و دزدا،مترسک فرضش می کنن!!!

 

دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹ ساعت 16:32 توسط یک آدم اینجوری! | 
 

 

تصور داشتن چیزی یا کسی فقط یه توهّمه ...  یه توهّم ِ دوست داشتنی!

اما حقیقت اینه که : هیچ چیز و هیچ کس به من تعلق نداره.

وقتی دنیای پر از تظاهر اطرافم،یهو آوار شد رو دلم

 به شدت احساس تنهایی و دلتنگی کردم

رنجیـــدم

بغــض کــردم

و ... بــاریـــدم .

 

       

 

 اما حالا می دونم که همه ی داشتن ها،فقط خیال و توهّمه، 

 در اصل هیچ وقت،هیچ چیز و هیچ کــس، به من تعلق نداشته

پس اگه هیچی به من تعلق نداره چرا از نبودن اونا باید احساس "تنها شدن"  کنم؟!

اینکه حس کردم به هیچ کس تعلق ندارم جز خدا، اینکه حس کردم هیچ کس دوستم نداره جز خدا،حس قشنگی نیست،

پره از دلتنگی،پره از پوچی،پره از یه تنهاییِ عمیق..

حسی که طول کشید تا بهش برسم و

 این رسیدن انقدر تلخ بود که تمام موجودیتم رو زیر سؤال برد.

 اما حالا که اون تلخی اولیه اش تموم شده ، می تونم بگم زیباترین حسیه که تجربه کردم... حتا خیلی زیباتر ازحس عاشقی.

پائولو چقدر قشنگ گفته که : بعضی از برکات خداوند با شکستن تمام شیشه ها وارد می شن.

همه ی آدمهای اطرافم سرجاشونن،همه ی چیزهایی که دارم،سرجاشونن اما انگار من جابجا شدم !

 می دونم که هیچ کس و هیچ چیز متعلق به من نیست و من متعلق به هیچ کس نیستم . می دونم که تنها بودم و الآن هم تنهام .

 انگار تنهایی واقعی ترین حسی هست که همیشه وجود داره.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پازل :

 

 

ـ خدا چه چیزها و چه آدمهایی رو توی مسیر زندگیمون میذاره تا ما رو به یه حس برسونه ... حس عشق.

باور دارم که اومدن تک تک آدمهایی که می شناسیم،طبق برنامه ی خدا و بر اساس انتخابِ قبل از تولدِخودمونه .

 

ـ بعضی آدمها عاشق می شن، چون کار دیگه ای ندارن !!!

 

 ـ چقدر خوشحالم، دعوت شدم به سفری که یه آرزو بود برام.

 آماده نشدم هنوز، فقط ۹ روز مونده .

باید دل کـــَـندن رو تمرین کنم .

 

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.