واقعیت اینه؛
وقتی یکی، دونه گندم بکاره اما از ته دلش دعا کنه،وردهای مفاتیح رو بخونه و فوت کنه تو خاکش و نذر کنه ازش درخت پرتقال عمل بیاد،معتقد نیست؛ احمق ـه
وقتی یکی، دونه گندم بکاره و هر شب ساعت 11 براش کلی انرژی مثبت بفرسته و هر روز جمله مثبت اندیشی پــاش بخونه، مثبت اندیش نیست؛ احمق ـه
و
جالب اینه که به گروه اول بگی دونه گندم با ورد و دعا خووندن،درخت پرتقال نمیشه در نظرش کافرِ بی همه چیزی
تازه اگه شانس بیاری دمِ اون احمق ـه کلفت نباشه و انگهای دیگه بهت نچسبونه که حکم اعدام برات صادر بشه
و اگه به اون آدم دومیه بگی دونه گندم با هیچ موج مثبت و تکرار اراجیف درخت پرتقال نمیشه در نظرش یک آدم موج منفی و بدبینی
و جالبتر اینکه ...
بذار این سه نقطه ها رو تو دل خودم تکرار کنم چون از گفتن ها و کجکی فهمیدن ها دیگه عاصی ام