شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 0:49 توسط یک آدم اینجوری!
 

باهاش آشنا میشی... بعد متوجه میشی داره بهت خیانت میکنه، قلبت مچاله میشه ... سعی میکنی به خاطرش بجنگی... اما  هی میبینی آ جنگیدنت نمیاد... صبر میکنی و متوجه میشی در همان حالی که داشت با اون به تو خیانت میکرد، با تو هم داشت  به یکی دیگه خیانت میکرد!

میداریش کنار ... و بعد از مدتها میفهمی که اون یک موجود دائم الخیانته و نامش نشاید نهند آدمی!

 

امروز یه چیز جدید فهمیدم و طوری تعجب کردم که هی دست میکشم رو سر م، مطمئن شم  شاخ درنیاوردم!

 

 

 

____________________________

 

پازل : 

 

حسابش طی دو سال : 

 شش تا سین داشت

سه تا الف

سه تا ف

دو تا عین

سه تا ز

یه دونه ب ...

با یه نون اضافه

این فقط یک قسمت خیلی خیلی کوچیکه، از اصلش هیچی نگم بهتره

 جل الخالق

 

 

 

 

 

سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 14:37 توسط یک آدم اینجوری!
گاهی از دست آدمها شاکی میشم از اینکه هزارچهره هستند و همیشه متنفرم از آدمهای چند رو  

ولی منصفانه که نگاه کنم میبینم شاید من،هیچوقت چند رو نبودم،اما همین منــی که هیچوقت چند رو نبوده ام هم دو رو هستم! 

آدمهایی شبیه من ...

بارها شکستیم و اون وجهِ بدون تَرَکــمون رو نشون دادیم.

بارها بُریدیم و اون قسمتِ متصل مون رو عرضه کردیم.  

بارها مُردیم و فقط زنده بودنمان رو به نمایش گذاشتیم. 

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

پازل : 

 

همان سه نقطه های همیشگی   

...  

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.