باهاش آشنا میشی... بعد متوجه میشی داره بهت خیانت میکنه، قلبت مچاله میشه ... سعی میکنی به خاطرش بجنگی... اما هی میبینی آ جنگیدنت نمیاد... صبر میکنی و متوجه میشی در همان حالی که داشت با اون به تو خیانت میکرد، با تو هم داشت به یکی دیگه خیانت میکرد!
میداریش کنار ... و بعد از مدتها میفهمی که اون یک موجود دائم الخیانته و نامش نشاید نهند آدمی!
امروز یه چیز جدید فهمیدم و طوری تعجب کردم که هی دست میکشم رو سر م، مطمئن شم شاخ درنیاوردم!
____________________________
پازل :
حسابش طی دو سال :
شش تا سین داشت
سه تا الف
سه تا ف
دو تا عین
سه تا ز
یه دونه ب ...
با یه نون اضافه
این فقط یک قسمت خیلی خیلی کوچیکه، از اصلش هیچی نگم بهتره
جل الخالق