دیگه نه دنبال عشق میگردم و نه دنبال نشانه های عشق
فقط میخوام مسیرم رو تا انتهاش برم و فقط و فقط واسه این میخوام تا انتهاش برم که ببینم آخرش که چی ؟
انگار از یه جایی به بعد ؛ بعد از اینکه مرحله عشقِ یک نفر شدن رو پشت سر گذاشتی؛ از پس مرحله ی عاشقِ عشق شدن هم گذشتی؛ از مرحله ی عاشقِ هر کسی که آدم ـه و نشانه ای از خوبی داره هم، زنده و با روانِ سالم بیرون اومدی ؛ وارد این مرحله میشی که انگار دیگه دنبال عشق و نشانه های عشق نمیگردی .
و من درست در همین مرحله ام . فهمیدم عشق چیزی نیست که دنبالش بگردی. عشق خودبخود لو میره.
اگر کسی در وجودش عشقی به من داشته باشه ــ قبلاً درمورد عشق نوشتم و گفتم که هر حس و هر شبفتگی و هر جوگیریِ احمقانه ای رو بهش عشق نمیگم ــ اگر کسی در وجودش عشقی به من داشته باشه، بدون اینکه بخوام کشفش کنم ؛ پیداش میکنم و اگر کسی در وجودِ من عشقی ببینه، دیگه دلیلی نداره عشق رو تیکه پاره و زخمی از وجودم بیرون بکشم و نشونش بدم . که تجربه بهم ثابت کرده عشقِ درون قلبت رو نمیتونی با هیچ تلاش و کاری به کسی نشون بدی، اگر خودش تونست ببینه که میبینه و اگه نمیتونه ببینه پس تمام سعی و تلاشت برای نشون دادن عشق؛ فقط مسخره است ... آخر سر این خودتی که خسته و زخمی نقش زمین شدی.
عشق خیلی حس قشنگیه. شاید تجربه کردنش به زخمی شدن، ناامید شدن حتا به شکسته شدن قلبت می ارزه ... اما فقط همین !
عشق رو باید فهمید؛ نباید با خودت حمل کنی که عاشقی ها چیزی جز بار اضافه بر دوش روح نیستند.
عشق رو فقط باید فهمید و بی اینکه بخوای به کسی ثابت کنی یا منتظر اثباتش از طرف دیگری باشی؛ ببینی ... که اگه دیدی، هست ... اگر ندیدی مطمئن باش که نیست . و وقتی نیست دیگه اراجیف عاشقانه رو برای فریب دادن خودت زمزمه نکن .
خب! داشتم میگفتم دیگه دنبال عشق و نشانه های عشق نمیگردم. فقط میخوام مسیرم رو تا انتهاش برم و فقط و فقط واسه این میخوام تا انتهاش برم که ببینم آخرش که چی ؟
و دیگه علاقه ای ندارم به امید تابلوهای اشتباهی، عاشقی های فیک یا حتا عشقِ ایده آل مسیرم رو کج کنم.
که عشق چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست.
این رو کسی میگه که شاعرپیشه است و عشق رو با تمام وجود توو قلبش حس میکنه. عشق به هر آدمی که هنوز آدم مونده
اما با وجود این عشق چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست و آدم عاقل وسط مسیرش نمیشینه یک هاون طلایی دستش بگیره و هی بکوبه ... هی بکوبه... هی بکوبه بلکه به نتیجه ای برسه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پازل:
_ منن هنوز نمیدونم عشق چیه ؟ هر جا کلمه عشق رو بکار بردم منظورم خیلی بسیار زیاد دوست داشتنِ کسی بوده .
_ هیچوقت فکر نمیکردم به این مرحله برسم که عشق و عاشقی در نظرم فقط بار اضافه روی دوش روحم باشند... اما رسیدم.
_ کسی / کسانی که نوشته های اینجا و جاهای دیگه ام رو اینور اونور کپی پیست میکنند؛ نمیبخشم.
هرچند بخشیدن یا نبخشیدنِ من چه فرقی داره؟ کسی به خاطر نوشته دزدی طوریش شده تا حالا ؟
لطفاً نوشته های منو ندزدید.