یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:59 توسط یک آدم اینجوری!
 

 

 

مـــرد نیستم اما

 

برای سنجیدن مردانگی آدمها ، فقط یک معیار دارم  :  خودم !

 

 

اگه به نظرت خودخواه اومدم، مهم نیست، راحت باش .

عنوان نوشته ام  " برداشت آزاد " هست !

 

_______________________

 

پازل :

 

ـ به نظر می رسه واژه ی مردانـــگی در بیشتر زبانها مفهوم "  مرد بودن " داره .

منظورم از مردانگی، مرد بودن نیست . یکی می گفت، منظور از مردانگی، جوانمردیه .

 اما درحال حاضر منظورم فقط جوانمردی هم نیست؛ منظورم تمام اون چیزیه که از یه مرد در مفهوم عام ، جدای جنسیتش انتظار داریم .

وقتی می نوشتم  تازه متوجه شدم تو اکثر زبانهای دیگه هم مثل فارسی و انگلیسی، واژه ی " مـــــردانــگی " از کلمه " مــــرد " در همون زبان استفاده شده

مرد  / مردانگی

مرد / مردانه

و ...

 

کاش یه کلمه ای بود که مفهوم رو می شد فهموند بدون اشاره به جنسـیت .

 

ـ همیشه  مخالف دسته کردن آدمها به صورت مرسوم بودم .

آدمها رو  مرد    و    زن   دسته بندی نمی کنم .

به یاد دوران مدرسه، دسته بندی آدمها به "  از خوبها ـــ  از بدها " رو ترجیح میدم ، بی توجه به جنــسـیــ ـت!

البته نه اون خوب و بدی که جامعه تعیین می کنه . آدمی رو خوب می دونم که با تعریف من از انسان خوب همخونی داشته باشه .

و این ربطی نداره به اینکه اون آدم چادر داره یا مانتوی تنــگ و کوتاه می پوشه / ریش داره یا صورتش ۶ تیغه / خونه اش مراسم عزاداری داره یا پـــــ ــارتــ ــی / دکترا داره یا فقط خواندن ـ نوشتن بلده .

 

ـ خیلی بسیار زیاد مخالف زورگویی های مردانه ی مرسوم جامــ ـعه هستم  و با شدت بیشــتر مخالف فمیــ ـ نیــ ـسـ ـت بازی های رایجم.

 

ـ  مردانگــ ـــی رو با " نـــ ــر " بودن  و زنـــ ـــانگی رو با  " مــ ــاده " بودن اشتباه نگیریم که در این صورت تنها فرقی که با هم دارن، یک چــــیــزه !

 

ـ یه سوال :

 خانمی که انقدر از نامردی ، فلان مرد صحبت می کنی،

 تا حالا فکر کردی که : خودت چقدر مــردی ؟

 

ـ معیار مـــردانگی برای خیلی ها، امام علی یا حضرت ابوالفضل هست که یه معیار ایده آل به زعم خودشونه

به شرطی که فقط نمایشی نباشه ، به شرطی که فقط به زبون گفته نشه و تو عمل نشون بدین!

سوالم اینه : تو جامعــه ی الآن،چند نفر از همونایی که دم از علی میزنن، مردَن ؟؟؟

 

ـ هیچوقت رستم دستان برای من نماد مردانگی نبوده ، چه اون وقتا که از زبون بابابزرگم قصه هاشو می شنیدم و چه وقتی که بزرگ شدم و خودم شناختمش !

رستم برای من نماد نامردیه !

 

ـ یک ترازو دارم که همه چی رو با اون می سنجم ، از وزن کاغذ تــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ـا حس و مــــرام آدمها!!!

مهم نیست کسی قبولش داره یا نه ،مهم نیست که اصلاً این ترازوی من جایی ثبت شده یا نه .

مهم اینه که  ۹۹۹/۹۹٪ موارد درست عمل می کنه و بــارها و بـــارها امتحانش رو پس داده .

و این باعث می شه با خودخواهی تمام  بگم :

مرد نیستم اما برای سنجیدن مردانگی آدمها فقط یک معیار دارم : ترازوی خودم!

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.