چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت 23:55 توسط یک آدم اینجوری!
 

بعد از این همه روزایی که گذشت و با مرور حس هایی که تو این مدت داشتم،

به این نتیجه رسیدم که :

عشق خیلی به جنون نزدیکه ... یه جور دیوونگی رمانتیکه .

حسی که به عشق دارم دقیقاً همینه ... دیوانگی محض

اما بدون تجربه کردنش زندگی یه چیزی کم داره.

البته دیگه هیچ کشش و علاقه ای ندارم عاشق کسی بشم

حتا در دیوانه ترین حالتم

حتا در رمانتیک ترین لحظه ها .

 

اما همچنان معتقدم:

زندگی بدون تجربه کردن عـــشــق به دردسرش نمی ارزه .

و

عشـق فقط به یه بار تجربه کردنش می ارزه ... نه بیشتر .

 

فرق زیادی هست بین

دوست داشتن همه            با          دوست داشتن یک نفر خاص

 

اما اگه حس عاشقی رو بارها تجربه کردی،

عزیز من

یا شما،تو تعریف عشق مشکل داری یا کلاً نیاز به درمانهای طبی داری.

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پازل :

 

ـ دقیقاً نمی دونم عـــشــق چیه . هرجا کلمه " عشق" رو بکار می برم،منظورم "خیلی زیاد دوست داشتن کسی" هست .

 

ـ نمی دونم کجا خوندم:

عاشق شدن مثل پریدن از یه ســاختــمون بلــنده ؛

مغــزت میگـه : حـماقتــه

درحالیکه قلبت میگـه : پرواز کن تــو میتــونــی

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.