دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:28 توسط یک آدم اینجوری!
 

              ایـن نیــز بــگذرد .

 

 

 

ـ جملــه ی پرمعنــی و قشنگیــه که وقتی تو یه تنــگـنا یا یه بحــرانی هستیم، این امیـــد رو میده که بلاخره همه ی روزهای بد رفتنی ان .

شاید وقتی این جمله رو با خودمون تکرار می کنیم، تلخی اون بحران برامون قابل تحمل می شه، یه کم.

 

ولی این جمله یه روی دیگه هم داره ...

یادمون باشه،روزهایی که عشق وجودمونُ لبریز کرده، وقتهایی که فکر می کنیم زیباترین روزها رو داریم هم می گذره ...

اما منظورم از نوشتن این جمله، یادآوری گذشتن روزهای بد یا روزهای خوب نیست !

 

وقتی هیجان عشق وجودتو پر می کنه،یه لحظه مکث کن و ...باخودت تکرار کن :

                                                            این نیز بگذرد !

شاید یادآوری اش باعث بشه از خودت به اندازه ی توانت مایه بذاری ،نه بیشتر .

شاید کمکت کنه یه کم خودت رو در نظر داشته باشی و نخوای همه ی آنچه که داری رو به یکی دیگه ببخشی . 

می خوام بگم وقتی پر از عشقی و حاضری برای طرف مقابل از همه چیز بگذری، یه لحظه بایست، هیجانو بذار کنار و این جمله رو بارها و بارها تکرار کن... تا وقتی که آروم بشی و بدونی همه اش می گذره ... شاید به خودت بیای و به اندازه ی توانت عشق بورزی !

 می گذره و اون آدم ـ حتا اگه منصف ترین و بهترین آدم دنیا هم که باشه ـ یه روزی به خاطر همین کارات، عذابت میده ...

یه روزی میاد، همونی که تشنه ی مهربونی ات بود، از مهربانی های زیادی و بی دلیلت خسته می شه .

هیجانهایی که برای خرید فلان هدیه داری،می گذره و هدیه ای که با عشق خریدی، می شه یه نیزه واسه کُشتن قلبت ...

عاشقی قشنگه،پر از هیجانه،پراز خاطرات به یاد موندنیه،پر از لحظه های رویاییه  و  تو حاضری واسه موندگار کردن اون روزا از خودت و از همه چیزت بگذری و ... اما یادت باشه بلاخره یه روزی میاد که همین از خودگذشتنهات دلشو می زنه و براش تکراری می شه و ...بهت می گه خودخواهی !

همونی که باتو بودن براش،یه رویا بود، حرفهایی می زنه که تمام " دوستت دارم " هاش محو می شن..

همونی که دنیای تو بود، هرچه که بود رو آوار می کنه رو سرت و ... تو میمونی و یه بهت سنگین .

یه روزی میاد که بودنهایت ، براش سخت می شه و نبودنهایت ، بی اهمیت ...

تو می مونی  و یه دنیای خالی،

تو می مونی  و یه دل شکسته و غرور له شده،

تو می مونی  و یه بغض که دیگه خیال باریدن نداره،

تو می مونی  و  یه ناباوری بــزرگ ...

 تو می مونی  و یه حجم عمیق ، یه " چاه احساسی" که حتا خودش هم دیگه نمی تونه اونو پُـــر کنه . 

 باور کن ... استثنا هم نداره .

انگار این یکی از قوانین دنیاست.

 

ـ شک دارم همه ی دوست داشتن ها و علاقه ها،اسمش عشق باشه . اما یادت باشه حتا واقعی ترین و پررنگ ترین عشق ها هم می گذرن و پسِ پشتشون فقط تلی از خاطره می مونه که دیگه نمی دونی باهاشون چیکار کنی.

یادت باشه همه چی می گذره و فراموش می شه و از اون همه عشق فقط یه زخم میمونه ... البته اون هم می گذره فقط یه کم می سوزه،می سوزونه ،درد می کنه و ... ... ...  می گذره.

 یادت باشه لابلای همه ی دوست داشتن هات، در تمام لحظه های عاشقی ات، بین تمام دلتنگی هات، به خودت هم فکر کنی، به خودت هم اهمیت بدی ... یادت باشه همه ی حس های عاشقانه می گذرن و خودت میمونی و خودت .

پس همه ی خودت رو خرج عشقی نکن که گذشتنیــه و همه ی عشقها گذشتنی ان ...

گفتن اینکه " عشق من با بقیه فرق داره" فقط دل خودتو خوش می کنه،واقعیت چیز دیگه ایه .

 

ـ مخاطب نوشته ام فقط کسانی هستن که عاشق شدن و درک می کنن تو روزهای عاشقی یه وقتایی هست که آدم حاضره واسه عشقش بمیره ،بدون منت ... حاضره بمیره بدون توقع .

کسی که عاشق نشده و هنوز انقدر بزرگ نیست که خدا بخواد بهش " عشق " یاد بده،مطمئنم نمی فهمه چی می گم.

 

ـ عشق قشنگترین حسیه که می شناسم ، عاشق بشین، برای عشقتون هرکاری انجام بدین اما به خودتون هم فکر کنین ... قلبتون رو به هیچکس ندین .

یه روزی میاد که می بینیـن قلب ندارین و مجبـــور می شین به جــاش یه تیکــه سنــگ یا یه تیکــه یــخ بذارین و این حس، تلخـه ... خیلی تلــخ ( نمی دونم خیلی رو چه طوری بنویسم که منظورم از "خیلی" درک بشه ؟)

 

ـ عاشق بودنو تمرین کنین و اونو با حس های دیگه اشتباه نگیرین. 

 به خاطر عشق از هرچه دارین بگذرین اما از خودتون نه ...

 با تمام وجود عشق بورزین اما قلب و روحتونو به هیچکس ندین ...

 

ـ کسانی که هنوز به شدت عاشق ان، می دونم انکار خواهند کرد اما یه روزی به این حرفم می رسن.فقط امیدوارم به این جایی که من رسیدم، نرسن !

 

 ـ مثل روزهای بد،مثل روزهای خوب ، همه ی حس های عاشقانه هم می گذره .

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.