یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21:46 توسط یک آدم اینجوری! | 

 

 

می دونم که یه وقتایی،دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست،بگم خیلی دوسِت دارم ...

 

 (اسم ترانه سرا رو نمی دونم،خواننده : معین)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پازل :

 

ـ حواسم هست، بهت بگم،خیلی دوسِت دارم اما انقدر آهسته که دیگه باد هم به گوشت نمی رسونه...گویا!

 از دیروز دارم فکر می کنم که وقتشه باور کنم که دیگه نیستی.

 

ـ این روزا کارم شده خیال بافی ...ساعتُ نگاه کنم و حدس بزنم که کجاست و چیکار می کنه.

 

 ـ کلافه ام می کنه، فکر اینکه تو خونه تکونی دلش،دور اندخته شدم یا هنوز هستم؟

 هر چند تهِ دلم می دونم دیگه چه فرقی به حال من داره .

 

ـ بیقرار ... بی قرار ... ب ی ق ر ا ر ... انگار گم شدم تو این فاصله ها.

 

ـ بهاری نیستم اما سال ۹۰ رو دوست دارم،حس خوبی بهش دارم.

 

ـ درسته که دیگه دنبال عشق بین آدمها نخواهم گشت، اما می دونم فهمیدن عشق ارزشش رو داشت. فهمیدن عشق حتا ارزش شکستن رو هم داره .

 

ـ نمی دونم، شاید روزی قیافه اش رو فراموش کنم، امایادم می مونه که کسی بود که خیلی دوستش داشتم.

 

ـ بعضی حرفها و بعضی حس ها رو نباید به کسی گفت،به خصوص به کسی که دوستش داریم.

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.