چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت 19:1 توسط یک آدم اینجوری!
 

 

 

بچه که بودم،وقتی مامانم می خواست کیک بپزه،دوست داشتم بشینم و نگاش کنم و دوست تر  داشتم که به خمیر خام کیکی که قراره پخته بشه ناخنک بزنم .

بوی وانیل رو دوست داشتم و فکر می کردم خیلی خوشمزه اس ...

یه روز یواشکی و دور از چشم مامانم،رفتم سراغ ظرف وانیل و یه قاشق غذا خوریِ پُر برداشتم و همه رو یه جا ریختم تو دهنم!

از طعم وحشتناکش هیچی نمی گم . چون اگه کسی امتحانش نکرده باشه،متوجه حس و حالتِ اون لحظه ی من نمی شه .

فقط یه بار امتحانش کردم ،نمی دونم هنوز طعم وانیل های امروزی هم همونطوریه ؟

 

نتیجه ی اخلاقی :

 بعضی چیزا خوش عطر و بو هستن و به نظر خوشمزه میان،

اما حتا یه ذره از اون رو نمی شه قورت داد!!!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پازل :

ـ واژه ی با شکوهِ عشق قابل مقایسه با وانیل نیست ... اصلاً دو موضوع جدا هستن .

 از عشق معذرت می خوام که به وانیل تشبیه اش کردم ، اما مزه اش کاملاً وانیلیه . با طعم وانیل نه ... خودِ وانیل !

 

ـ هیچوقت چیزایی که با طعم وانیل یا با طعم پرتقال باشن، رو انتخاب نمی کنم،

که از این به یعد شامل عشق وانیلی هم می شه!

 

ـ قشنگترین حسی که توی این دنیا وجود داره عشقه ،اما فکر نمی کنم دیگه عاشق کسی بشم.

  عاشقی مثه خوردن وانیله !

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.