پُر است از حسهاى خوب، حسهاى خوبى از جنس صلح و مهربانى
سرشار از اميد و عشقه
و ميدونم برا اون كه اهل آرومترين كشور دنياست، غير قابل دركه اميدهاى شكسته و صلح هاى زخمى و گاهى حرفهاى نامفهوم يك دختر اهل خاورميانه!
ميدونم گاهى چقدر براش عجيبم و چقدر خوبه كه خانه ى دوست در امن ترين جاى دنياست و خيلى از دغدغه هاى من براى جنگيدن با روزگار رو هيچوقت نميفهمه.