جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت 18:13 توسط یک آدم اینجوری!

در مورد " گرفتاریهای زن بودن " نوشتم و فرستاده شد توو موزه ی " ثبت موقت شده ها " 

 

یک وبلاگ خدا بیامرزی داشتم که هه!  در مورد مسائل اجتماعی مینوشتم، فقط نظرات شخصی ام رو، بی هیچ بحث سیاسی

یک بار در مورد خشونت های غیر فیزیکی و بسیار رایج در کشور پهناور اسلامیمون! نوشتم و فیلتر نه، کلا به باد فنا رفت .

 

نوشتن از زنان به چه کار میاد وقتی علیرغم پیشرفتهای زیاد در همه ی زمینه ها،هنوز ... هنوز ... هنوز ... جواب خیلی از حرفهایت انگشت میانی خیلی هاست!

قبلترها نوشته بودم : زن بودن همیشه و همه جا سخت است، در خاورمیانه سخت تر ... هنوز هم نظرم همینه.

قبلترها نوشته بودم : اعتراض به خشونت علیه زنان مغایر با هیچ حق مردانه ای نیست، دفاع از زن ، معنی اش جنگیدن با هیچ مردی نیست.

قبلترها نوشته بودم: پای حرف هر زنی بشینی، زخمهای زیادی به تن و قلب و روحش خواهی دید ... نه از مردان، از همجنسانش که با بی رحمی مثل یک ماده گرگ گرسنه براش از بی معرفتیها خاطره ساخته اند.

قبلترها نوشته بودم: اگر من در دفاع از " زن " حرفی میزنم، منظورم محکوم کردن هیچ "مردی" نیست که این دنیای وحشی نه مردانه است نه زنانه ... فقط نامردانه است.

 

امروز در مورد زنان نوشتم و... ثبت موقت شد 

میدونی؟ من خسته ام از دنیای نامرد و همدستهای نامردترش... من خسته ترم از ماده گرگهای هرزه

من خسته ام از جنگهای بزرگ برای حقهای ناچیز... من خسته ترم از قصه های زنان علیه زنان 

چقدر حرف دارم و گفتنشان به هیچ دردی نمیخورد، کاش میشد کاری کرد وگرنه گفتن حرف مفت کار سختی نیست. 

 

هزار هزار هم بگویی، هزار هزار هم بنویسی، بی فایده است

برای فهمیدن یه چیزهایی فقط باید زن باشی، ماده بودن کافی نیست !

 

وای ... چقدر دلم پره از ماده های بد ذات، چقدر دلم پره از نامردیها، چقدر حرف دارم از دنیایی که جای ترسناکی است برای زن بودن

چیزی نگم بهتره... اما روزی طوری فریاد خواهم زد که صدا  م به گوش آقای خدا برسه.

الان چیزی نگم بهتره که گفتن حرف مفت رو همه بلدند روزی کاری خواهم کرد ... روزی ... کاری ... حتماً

 

 

______________

 

پازل : 

 

_ من ؟ زن ... اینجا ؟ جهان سوم

زنانگیهایم را لذت نبردم، ترسیدم!

 

_ من یک زنم که تکه های زیادی از من گم شد!

قسمتهایی از زنانگی ام ...

سانسور شد

محکوم شد

مسخره شد

سنگسار شد

زنده به گور شد

حرام شد ...

اینجا دنیاست، صدای جهان سوم و ... من یک زنم، یک زن تکه تکه !

 

 

 

 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.