دنیای مردها را نه ، ولی دنیای نامرد را خوب می شناسم و زنهایی را هم که مردانه تر از صد مرد پای حرفهایشان، قولهایشان،کارهایشان می مانند.
من زنی را می شناسم که قوی و نترس هر روز با دنیای نامرد میجنگد و همچنان پای هر کار و هر حرفش ایستاده ... حتا پای اشتباهش!
دیروز همان زن ، همان زنِ خیلی قوی که هیچوقت از هیچ چیزی شکایت نمی کند،در جواب غصه هایش لبخند می زند و جملات خوب خوب میگوید،چند بار چشمهایش ابری شد و من فقط خودم را به ندیدن زدم تا مبادا با حرفی یا با نگاهی باعث ترکیدن بغضش شوم ... در جمعی که محکم ایستادنش را می دیدند نه چشمهایش را .
_____________________
پازل :
زنها دو دسته اند:
ــ زنانی که اشکشان دم مشک شان است و گریه ی مکارانه شان اسلحه ای برای باجگیری های زنانه است.
و تعداد عضوهای این گروه بیشمار است.
چقدر متنفرم از این گروه زنان .. هرچند به نظر میرسد مردان زیادی طرفدار همین گروه چندش آورند؛ طرفدار زنان مکارِ بی احساسی که بلدند چطور فیلم بازی کنند و با گریه کارشان را پیش ببرند!
ــ آنهایی که با اینکه زن هستند و کلکهای زنانه را از بَـرند اما هیچوقت نه برای باجگیری که برای هیچ چیز مسخره ای گریه هایشان را نمی فروشند.
اعضای این گروه تعدادشان زیاد نیست و بارها دیده ام که گاهی مردان زیادی برای شکستنشان رقابت میکنند!
زنان این گروه فقط وقتی گریه میکنند که دیگر قلبشان گنجایش غمهای زیادشان را نداشته باشد.
و با اطمینان میگویم : گریه های این گروه از زنان بسیار غمگین کننده است و سَندی ست برای نامردیِ دنیا
شرمشان باد تمام آنهایی که همدست دنیای نامرد می شوند و باعث گریه ی زنانِ قوی
ــ آقای خدا ؟ اجازه ؟
من دیروز بغض چشمهاش رو دیدم، تو هم دیدی ؟