سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت 11:37 توسط یک آدم اینجوری!

 

 

دنیای مردها را نه ، ولی دنیای نامرد را خوب می شناسم و زنهایی را هم که مردانه تر از صد مرد پای حرفهایشان، قولهایشان،کارهایشان می مانند.

من زنی را می شناسم که قوی و نترس هر روز با دنیای نامرد میجنگد و همچنان پای هر کار و هر حرفش ایستاده  ... حتا پای اشتباهش! 

دیروز همان زن ، همان زنِ خیلی قوی که هیچوقت از هیچ چیزی شکایت نمی کند،در جواب غصه هایش لبخند می زند و جملات خوب خوب میگوید،چند بار چشمهایش ابری شد و من فقط خودم را به ندیدن زدم تا مبادا با حرفی یا با نگاهی باعث ترکیدن بغضش شوم ... در جمعی که محکم ایستادنش را می دیدند نه چشمهایش را .

 

 _____________________ 

 

پازل : 

 

زنها دو دسته اند: 

ــ زنانی که اشکشان دم مشک شان است و گریه ی مکارانه شان اسلحه ای برای باجگیری های زنانه است.  

و تعداد عضوهای این گروه بیشمار است.

چقدر متنفرم از این گروه زنان .. هرچند به نظر میرسد مردان زیادی طرفدار همین گروه چندش آورند؛ طرفدار زنان مکارِ بی احساسی که بلدند چطور فیلم بازی کنند و با گریه کارشان را پیش ببرند!

 

 

ــ آنهایی که با اینکه زن هستند و کلکهای زنانه را از بَـرند اما هیچوقت نه برای باجگیری که برای هیچ چیز مسخره ای گریه هایشان را نمی فروشند. 

اعضای این گروه تعدادشان زیاد نیست و بارها دیده ام که گاهی مردان زیادی برای شکستنشان رقابت میکنند! 

زنان این گروه فقط وقتی گریه میکنند که دیگر قلبشان گنجایش غمهای زیادشان را نداشته باشد. 

و با اطمینان میگویم : گریه های این گروه از زنان بسیار غمگین کننده است و سَندی ست برای نامردیِ دنیا 

شرمشان باد تمام آنهایی که همدست دنیای نامرد می شوند و باعث گریه ی زنانِ قوی

 

 ــ آقای خدا ؟ اجازه ؟ 

 من دیروز بغض چشمهاش رو دیدم، تو هم دیدی ؟ 

 

 

مشخصات
سلام

یه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی

می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،
نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.

گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.
گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه.
گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ...


شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...
گاهی با شوق
گاهی با خشم
گاهی با عشق
و گاهی با هیچ !

و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری .



نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.
و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام می بینی که مغایرباادبیات و قوانین نویسندگیه ...

پس :

اگه باب میلت نیست،خودت رو ناراحت نکن و مطمئن باش هر لحظه که بخوای، با یه کلیک روی ضربدر گوشه بالایی سمت راست،این صفحه بسته خواهد شد .

حالا که اینجایی ،فقط بخوان و بگذر ...
قضاوتت باشه برای خودت.
من نه عشق می خوام،نه تایید
نه نصیحت می خوام
و نه تحلیل روان شناسانه!


یک یادآوری:

آدمها فقط نوشته ها و گفته هاشون نیستند،گاهی نگفته هاشونند
اگه فقط لابلای نوشته ها و گفته هاشون،دنبالشون بگردی، بیراهه میری و گمشون می کنی.



ناراحت میشم از اینکه نوشته هامو،توو  وبلاگها و جاهای دیگه ببینم لطفاً نوشته هامو جای دیگه کپی نکنین
بخصوص توو ف.ی.س...ب.و.ک که چه با ذکر منبع و چه بی ذکر منبع، راضی نیستم،رد نوشته هامو اونجا ببینم.



* اگر تحمل روبرو شدن با واقعیتهای تلخ جامعه مون رو ندارید بهتر است مطالب این وبلاگ رو نخوونید.